ليست موضوعات سايت
X
يادي از آفتاب
هيئت روضه العباس
مهدويت
آسمانيها
عرفان اسلامي
اخبار
کانون انديشه اسلامي جوانان
نوا و نما
تأملات
معرفي کتاب
دسترسي سريع
ورود مجدد مشاهده تمام مطالب
من يادگار خدا در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان اويم . امام مهدي (عليه السلام)
عاشورا و مهدویت
ماجراي خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شيعه و سني را به «مهدي موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روايات به طور مکرر از پيامبر (ص) به عنوان مصلح و منجي عالم بشريت، نقل شده بود، به طوري که آنها به دنبال چنين شخصي ميگشتند. امويان از اين موقعيت سوء استفاده کردند و گفتند وقتي که علويان داراي مهدي هستند، و عباسيان نيز مهدي دارند، چرا ما نداشته باشيم، از اين رو براي خود مهدي تراشيدند و او را با لقب «سفياني» خواندند. گروه ديگر با نام «جاروديه»، محمدبن عبدالله بن حسين را مهدي غايب دانسته و در انتظار ظهورش به سر ميبرند. گروه ديگري به نام «ناووسيه» حضرت امام صادق(ع) را هنوز زنده و مهدي ميدانند و «فرقه زيديه»، به زيدبن امام سجاد(ع) به عنوان مهدي موعود اعتقاد دارند.واقفيه» گروه ديگري هستند که امام کاظم (ع) را زنده و غايب ميدانند و معتقدند او ظهور ميکند و دنيا را پر از عدل و داد ميکند. به اين ترتيب نتيجه ميگيريم که جاه طلبي و استعمار و تحميق مردم و سوء استفاده براي رسيدن به منافع نامشروع، گروههايي از مردم را زير ماسک مهدويت و بابيت، به وادي دين سازي و فرقهپردازي افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهي بگيرند.به اين ترتيب فرقه «باقريه»، امام باقر (ع) را مهدي موعود ميدانند، و «اسماعيليه»، اسماعيل فرزند امام صادق (ع) را مهدي موعود دانسته و فرقه «محمديه» به حضرت محمدبن علي (فرزند امام هادي) به عنوان مهدي موعود، دل بستهاند. «جوازيه» فرقه ديگري هستند که حضرت حجت ابن الحسن (عج) را داراي فرزندي دانسته و او را مهدي موعود خواندهاند. ابومسلم خراساني نيز ادعاي مهدويت کرد، و در سال 138 هـ. ق کشته شد.در دوران عباسيان، عدهاي منصور دوانيقي را مهدي موعود دانستند، و معتقد شدند که روح خدا در پيکر او حلول کرده است. تا آنجا که منصور دوانيقي، پسرش را به نام مهدي نام گذاري کرد، تا در آينده از اين نام سوء استفاده کند و خود را همان مهدي موعود بخواند و مردم از او به اين عنوان اطاعت کنند. بعضي نخستين خليفه عباسي، ابوالعباس عبدالله سفاح را مهدي موعود خواندند. ابن مقفع نقابدار معروف خراسان که در علوم غريبه مانند شعبده، طلسم و ... مهارت داشت، مدعي مهدويت شد و گروهي به او پيوستند. حاکم نصرالله که در سال 386هـ. ق خليفه شد، نخست ادعاي مهدويت کرد، سپس ادعاي خدايي نمود. افراد ديگري مانند عبدالله عجمي در ماه رمضان 1081 هـ. ق در مسجدالحرام، محمدبن احمد سوداني در سال 1299 هـ. ق، سيدمحمدبن علي بن احمد ادريس در سال 1323هـ. ق و ابن سعيد يماني ملقب به فقيه در سال 1256 ادعاي مهدويت کردند. اين مسئله هم چنان در طول تاريخ ادامه يافت مثلاً در سال 1213 ميلادي شخصي به نام «مهدي مصر» خود را همان مهدي موعود خواند و گروهي به او پيوستند. و در قرن 19 ميلادي در سال 1848 ميلادي، مهدي سوداني متولد شد، پس از آن که بزرگ شد، ادعاي مهدويت کرد و گروهي او را مهدي موعود خواندند و سرانجام در سال 1885 کشته شد. يکي از اين مدعيان مهدويت، درويش رضا بود که در سال سوم سلطنت شاه صفي (ششمين شاه صفويه، وفات يافته سال 1052 هـ. ق) به نام مهدي در قزوين خروج کرد. تا اين که حدود صد و اندي سال قبل «غلام احمد قادياني» در شبه قاره هند خود را مهدي موعود ناميد و پيرواني پيدا کرد، که هم اکنون فرقه «قادياني گري» در هندوستان معروف هستند، و در سال 1260 (به ادعاي بابيان) سيدعلي محمد باب در کنار کعبه ادعا کرد که من همان قائم مننتظر هستم. وقتي که به بررسي علل و ريشهها ميپردازيم ميبينيم در همه اين موارد، طاغوتها و جاه طلبان و استعمارگران، براي وصول به منافع نامشروع خود، از ساده لوحي مردم سوء استفاده کرده و با فرقه سازي، مردم را نسبت به همديگر دريگر و مشغول نمودهاند. در قرن 19 و 20 ميلادي، استعمار پير انگلستان، و روسيه تزار، دست به دست هم دادند، و به مهدي سازي پرداختند، در ايران سيد علي محمد باب و حسين علي بهاء و ... را براي اين کار برگزيدند. ماجراي خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شيعه و سني را به «مهدي موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روايات به طور مکرر از پيامبر (ص) به عنوان مصلح و منجي عالم بشريت، نقل شده بود، به طوري که آنها به دنبال چنين شخصي ميگشتند. در اين دو قرن، دستهاي استعمار به کار افتاده و به اين مسئله استعماري رونق بيشتري داد. به عنوان مثال، حدود صد و اندي سال قبل، مردم هندوستان به رهبري نهرو، با استعمار انگلستان مبارزه کرده و استقلال خود را به دست آوردند.در همين بحران، استعمار انگليس شخصي به نام «غلام احمد قادياني» را راست کرد، او خود را مهدي موعود خواند، و اعلام کرد: «همه احکام اسلام ثابت و به قوت خود باقي است، جز جهاد و امر به معروف و نهي از منکر، که من آنها را نسخ کردم و به جاي آن اطاعت از والي و حاکم را (که در آن روز، آن حاکم، دست نشانده استعمار انگليس بود) بر همه واجب ميکنم» جمعيت قادياني، زشتترين جمعيتي هستند که هنگام اشغال هند توسط انگليس، با دست مرموز انگليسيها پديدار شد، اين جمعيت پيوسته براي ايجاد فساد و مبارزه با اسلام، به خصوص در افريقا تلاش مينمايد. نظير اين مطلب در مورد سيدعلي محمد باب، و حسين علي بهاء در ايران به وجود آمد که جدايي دين از سياست و عدم دخالت و نظارت در امور، از دستورهاي اوليه آنها است.به اين ترتيب نتيجه ميگيريم که جاه طلبي و استعمار و تحميق مردم و سوء استفاده براي رسيدن به منافع نامشروع، گروههايي از مردم را زير ماسک مهدويت و بابيت، به وادي دين سازي و فرقهپردازي افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهي بگيرند.در صورتي که ويژگيهاي حکومت جهاني حضرت مهدي(عج) در ابعاد گوناگون از توحيد، عدالت، امنيت فراگير، صلح جهاني، اقتصاد خوب، اوج رشد علوم، تکامل همه جانبه امور معنوي و اخلاقي، و پذيرش عمومي با تشکيل حکومت واحد جهاني و ... هزارها فرسخ با عملکرد اين مدعيان دروغين مهدويت فاصله دارد.منبع: محمد محمدي اشتهاردي، بابي گري و بهايي گري، با تلخيص
زمان ثبت: 1387/10/12 15:32:10 زير موضوع: مهدويت
| | Programming by Smarten.Blogfa.Com | روز وصل ، فرهنگي اجتماعي مذهبي اخلاقي | کانون انديشه اسلامي جوانان دزفول |